السيد محمد حسين الطهراني

21

امام شناسى (فارسى)

خداست ، تو نيز او را از غير اهلش مخفى دار » . جابر گويد مدّتى مديد گذشت و من منتظر اين وعده بودم تا يك روز نزد امام همام زين العابدين علىّ بن الحسين عليهما السّلام رفته بودم و درحالىكه او با من سخن مىگفت ناگاه محمّد بن على از اطاق زنها بيرون آمد و بر سرش دو رشته از گيسو بود ، چون در او خوب نگريستم پهلوهايم بلرزيد و مو بر اندامم راست شد زيرا تمام خصوصيّاتى كه رسول خدا فرموده بود در او مشاهده كردم . گفتم : يا غلام اقبل اى كودك روى به من آر ، روى به من آورد . گفتم : ادبر ، برگرد ، برگشت ، گفتم : شمائل رسول اللّه و ربّ الكعبة ، اين شمائل سوگند به پروردگار كعبه كه شمائل رسول - خداست . گفتم : نام تو چيست ؟ فرمود : محمّد ، گفتم پدرت كيست ؟ فرمود : زين العابدين علىّ بن الحسين ، گفتم : همانا كه تو باقرى ؟ فرمود : آرى اى جابر پيغام رسول خدا را به من برسان . گفتم : رسول خدا مرا بشارت داد كه تو چندان در دنيا زيست كنى كه باقر را دريابى و چون او را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان . اينك اى محمّد بن على بدان كه رسول خدا به تو سلام مىرساند ، فرمود : على رسول اللّه السّلام ما دامت السّماوات و الارض ، و عليك يا جابر كما بلغّت السّلام . بر رسول خدا سلام خدا باد تا وقتى كه آسمانها و زمين بر پا هستند و بر تو سلام باد اى جابر كه سلام رسول خدا را به من رسانيدى . جابر گويد : از آن به بعد من به محضر آن حضرت رفت و آمد مىكردم و از مسائلى چند پرسش مىنمودم . يك روز آن حضرت از من مسأله‌اى پرسيد ، گفتم : لا و اللّه لا دخلت فى نهى رسول اللّه حيث قال : انّهم الائمّة الهداة من اهل بيته من بعده ، احلمهم صغارا و اعلمهم كبارا ، لا تعلّموهم فانّهم اعلم منكم . عرض كردم سوگند به خدا كه جواب نخواهم گفت و خود را در نهى رسول خدا وارد نخواهم ساخت ، چون آن حضرت فرمود : ايشانند ائمّه و راهنمايان از اهل بيت من بعد از مرگ من ، حلم و بردبارى آنها در كودكى از همهء افراد بشر بيشتر و دانش آنها در بزرگى از همهء افراد بشر افزون است ، شما آنها را تعليم نكنيد كه آنها از شما داناترند . فرمود : صدق رسول اللّه انّى اعلم منك بهذه المسألة و لقد اوتيت الحكم صبيّا ، كلّ ذلك بفضل اللّه علينا و رحمته لنا اهل البيت . راست گفت رسول خدا ، من در اين مسأله از تو داناترم و حقّا كه حكم از طرف خدا در زمان كودكى به من عنايت شده است و تمام